X
تبلیغات
گروه آموزشی زبان انگلیسی ساوه - آموزش - مطالب درسی کتابهای دبیرستان و پیش دانشگاهی

گروه آموزشی زبان انگلیسی ساوه

آموزشی

ساختار درس سوم پیش دانشگاهی Adjective clauses

 

Adjective clauses

 

How to reduce adjective clauses into adjective phrases

 

جمله واره های وصفی و طریقه تبدیل آنها به عبارت های وصفی

 

روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 0:45  توسط عباس اکبری  | 

ساختار درس اول پیش دانشگاهی

ساختار درس اول پیش دانشگاهی

 

كار برد  As , When, Since, Because و Whether     …   or بعنوان كلمه ربط

 

 (Conjunction ) در جمله واره هاي قيدي(adverb clauses)

                

                       روی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 0:1  توسط عباس اکبری  | 

ساختار درس هشتم پیش دانشگاهی

ساختار درس هشتم

كاربردساختارهای

should + have + pp

may / might + have + pp

must + have + pp

could +have + pp

 

روی ادامه مطلب کلیک کنید.                                 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 0:55  توسط عباس اکبری  | 

ساختار درس هفتم پیش دانشگاهی

ساختار درس هفتم پیش دانشگاهی 

 

کاربرد though , although , even though  ( تضاد غیر منتظره )

                         

                            ادامه مطلب را کلیک کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 23:55  توسط عباس اکبری  | 

ساختار درس پنجم پیش دانشگاهی

ساختار درس پنجم پیش دانشگاهی  

كاربرد while  و whereas بعنوان كلمات ربط تضاد

روی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 0:48  توسط عباس اکبری  | 

Animals in slang

Animals in slang 

Ant               مورچه

ants in the pants:

تقریبا معادل کک توی تنبان افتادن و احساس ناراحتی و ناآرامی کردن است.

[Do you have ants in the pants or what?]

چیه، کک توی تنبانت افتاده؟

Bat خفاش             

blind as a bat:کور

[Without my glasses, I am blind as a bat.]بی عینک ، واقعاً کورم.

Bee                   زنبور

busy as a bee:کنایه از پرمشلغه بودن

[He never seems to have time to talk. He’s always busy as a bee.]

انگار هیچ وقت فرصت حرف زدن نداره، خیلی سرش شلوغه.

Bird                 پرنده

A little bird told me:

اصطلاحی معادل آقا کلاغه خبر داد

bird:دخترزن

[Do you know that bird?]

اون زن رو می‌شناسی؟

early bird:اصطلاحی برای کسی که صبح زود از خواب بیدار می‌شود.

eat like a bird:آدم کم خوراک

[She eats like a bird.]

خیلی کم خوراکه.

Buck                 آهو

buck:دلار

[Can you lend me five bucks?]

می‌تونی پنچ دلار بهم بدی؟

Bug                حشره

bug:ویروس ـ سرماخوردگی

[My sister can’t come to your party because she caught a bug.]

خواهرم نمی‌تونه به مهمونی‌تون بیاید چون سرماخورده.

to bug:اذیت کردن

[Stop bugging me!]

دست از سرم بردار. اذیتم نکن.

Buffalo          گاومیش

buffalo:حقه زدن

[He buffaloed me!]بهم کلک زد!

Bull                  گاو نر

bull-headed:لجباز

[Sometimes you are so bull-headed!]

بعضی وقت‌ها خیلی یک‌دنده می‌شی!

Butterfly           پروانه

(to have) butterflies:

عصبی و هول شده

[I always get butterflies when I speak in front of large groups.]

وقتی جلوی یه جمعیت زیاد حرف می‌زنم، همیشه هول می‌شم.

Cat                     گربه

rain cats and dogs:باران شدید

[It’s raining cats and dogs outside.]

بیرون عجب بارونی داره میاد.( داره مثه دم اسب بارون می‌باره)

                                  منبع:  ttp://fltgjouybar.blogfa.com                                                                                                    

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 0:22  توسط عباس اکبری  | 

حرف تعريف معين (Definite article)

حرف تعريف معين (Definite article)

 

حرف تعريف معين شامل the مي‌باشد که همواره پيش از اسامي مفرد و جمع، يا پيش از اسامي قابل شمارش و غيرقابل شمارش به يک صورت بکار مي‌رود. در جدول زير به تفاوت بين the و a دقت کنيد:

 

غير قابل شمارش

قابل شمارش جمع

قابل شمارش مفرد

 

the water

the cats

the cat

معين

water

cats

a cat

نامعين

 

موارد کاربرد حرف تعريف معين (the)

1- وقتي که قبلاً به چيزي اشاره کرده باشيم:

  • We saw a strange bird at the zoo. The bird was blue!
    (پرنده عجيبي در باغ وحش ديديم. آن پرنده آبي بود!)

2- وقتي كه هم گوينده و هم شنونده مي‌دانند که درباره چه صحبت مي‌شود، حتي اگر قبلاً به آن اشاره‌اي نشده باشد:

  • 'Where's the dog? 'It's in the garden.'
    (سگ (يا سگه) کجاست؟ در باغچه است.)

3- وقتي که به چيزهايي اشاره مي‌کنيم که مي‌دانيم تنها يکي از آن وجود دارد:

the sun, the earth, the moon, the sky, the stars, the sea, the South Pole

4- قبل از اسمي که به واسطه کلماتي که بعد از آن مي‌آيند شناخته مي‌شود:

  • The hotel where I stayed was excellent.
    (هتلي که در آن اقامت داشتم عالي بود.)

  • The man sitting over there is my husband.
    (مردي که آنجا نشسته است شوهر من است.)

  • The car that I bought last week has broken down.
     
    (ماشيني که هفته قبل خريدم خراب شده است.)

5- قبل از صفات عالي، اعداد ترتيبي، only و same:

the highest mountain,  the first time,  the last chapter,  the same colour, 
the only
child

6- همراه با صفات براي اشاره به يک گروه يا طبقه از مردم:

the young (جوانان)     the old (پيران)    the poor (فقرا)    the unemployed (بيکاران)
the English
(انگليسيها)    the Japanese (ژاپنيها)

 

تنها برخي از اسامي ملتها داراي يک صفت مانند English و Spanish هستند. براي بقيه ملتها از يک اسم که به -s ختم مي‌شود، استفاده مي‌کنيم، مانند the Indians و the Iranians.

 

7- به همراه برخي از اسامي جغرافيايي مانند رشته کوهها، مجمع‌الجزايرها، درياها، اوقيانوسها، رودخانه‌ها و ...:

 

the Andes

رشته کوههاي آند

  the Indian Ocean اوقيانوس هند
  the Persian Gulf خليج فارس
  the Canary Islands جزاير قناري
  the Red Sea

درياي سرخ

  the Suez Canal کانال سوئز
  the (River) Thames رودخانه تامز
  the Sahara (Desert) صحراي آفريقا

 

حذف حرف تعريف معين (the)حرف تعريف معين the

در موارد زير حرف تعريف the مورد استفاده قرار نمي‌گيرد:

1- به همراه اسم افراد:

Ann, James, Brian Jackson

ولي آنجا که اسامي افراد بصورت جمع مي‌آيد از the استفاده مي‌کنيم:

the Johnson's  خانواده جانسون, the Smiths خانواده اسميت

2- قبل از اسم مکانها، البته به جز مواردي که در بالا به آنها اشاره شد. به عنوان مثال:

 

Asia, Africa, Europe, North America

قاره‌ها

Brazil, Japan, Pakistan

کشورها

Sicily, Bermuda, Kish

جزيره‌ها
 (و نه مجمع‌الجزايرها)

London, Tehran, Cairo

شهرها

Everest, Alborz, Kilimanjaro

کوهها
(و نه رشته‌کوهها)

 

تنها در مورد اسم کشورهايي که مفرد باشند the حذف مي‌شود. پيش از اسم کشورهايي که حالت جمع دارند از the استفاده مي‌کنيم:

the United States, the Netherlands, the United Arab Emirates

همچنين اگر بخواهيم در اسامي کشورها از کلماتي از قبيل Republic، Kingdom و غيره استفاده کنيم باز هم بايد the را بکار ببريم:

the Czech Republic, the United Kingdom

 

3- به همراه اسم زبانها:

Farsi, English, French, Arabic

4- به همراه اسم وعده‌هاي غذايي مانند صبحانه و ...:

breakfast, dinner, lunch

5- در مورد جاهايي مانند bed، sea، work، prison، court، hospital، church، school و ... اگر منظور ما کلي باشد، در اينصورت از the استفاده نمي‌شود:

  • I go to school by bus.
    من با اتوبوس به مدرسه مي‌روم. («مدرسه» به طور کلي و نه يک مدرسه خاص)

منبع: www.zabanamoozan.com

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 1:26  توسط عباس اکبری  | 

حرف تعريف نامعين (Indefinite article)

 

 

حرف تعريف نامعين (Indefinite article)

 

 حرف تعريف نامعين شامل a و an مي‌باشد.

حرف تعريف a قبل از يك حرف بي‌صدا بکار مي‌رود:

a car, a man, a bus, a house

حرف تعريف an قبل از يک حرف صدادار (a,e,i,o,u) بکار مي‌رود:

an apple, an actor, an animal, an old man

 

1- در کلماتي مانند honest، hour، honour و ... حرف h تلفظ نمي‌شود (غير ملفوظ)، بنابراين همراه با آنها حرف تعريف an مورد استفاده قرار مي‌گيرد:

an hour, an honourable man

2- كلماتي مانند useful، unit، university، union، European و ... با اينکه با حروف صدادار شروع مي‌شوند، ولي حرف اوليه آنها مانند «you» تلفظ مي‌شود. بنابراين آنها با حرف تعريف a مورد استفاده قرار مي‌گيرند:

a university, a useful book

a يا an تنها قبل از اسامي مفرد قابل شمارش مي‌آيند:

a book, a happy boy, a famous actor

براي اسامي جمع، بجاي a يا an، يا از some استفاده مي‌کنيم و يا اصلاً هيچ کلمه‌اي را بکار نمي‌بريم:

  • It's a cat.  It's a dog.  And it's a monkey.
    but: These are all animals.

  • a horse,  some horses

 

موارد کاربرد حروف تعريف نامعين (a يا an)

1- هنگاميکه براي اولين بار به کسي يا چيزي اشاره مي‌کنيم از a يا an استفاده مي‌کنيم. اما وقتي که به همان چيز دوباره اشاره مي‌شود، بايد از the استفاده کرد:

  • I bought a new shirt yesterday. But my wife thinks the shirt doesn't fit me.
    (ديروز يک پيراهن نو خريدم. ولي همسرم فکر مي‌کند که آن پيراهن اندازه من نيست.)

  • Once I had a really big dog. But the dog wasn't very useful, so I gave the dog to a friend.
    (زماني يک سگ خيلي بزرگ داشتم. اما آن سگ خيلي مفيد نبود، براي همين سگ را به يک دوست دادم.ا)

2- وقتي كه به يك چيز مفرد اشاره مي‌شود از a يا an استفاده مي‌کنيم. در اين حالت همان معني one يا «يک» را مي‌دهد (در مقايسه با three، two و ...):

  • I'd like an apple and two oranges.

  • Yesterday I bought three  pencils and a notebook.

3- در اصطلاحات عددي خاص:

 

a half

يک دوم

  a third يک سوم
  an eighth يک هشتم
  a couple يک جفت
  a dozen يک دوجين
  a hundred صدتا
  a thousand هزارتا
  a million يک ميليون

4- هنگام اشاره به يک عنصر خاص از يک گروه يا طبقه:

الف. همراه با اسامي شغلها:

  • She's a doctor.

  • My father is a teacher.

  • Are you an engineer?

ب. همراه با مليتها و مذاهب:

  • I'm an Iranian.

  • You are a Chinese.

  • She is a Catholic.

5- همراه با کلمات و اصطلاحات مربوط به مقدار و کميت:

  a few (of)

a lot (of)

  a little (of)

a (great) deal (of)

  a bit (of)

a number (of)

6- همراه با اسامي مفرد قابل شمارش و پيش از کلمات what و such:

  • What a beautiful day! (چه روز زيبايي!)

  • What a strange friend you have! (عجب دوست عجيبي داري!)

  • Such a pity! (چه حيف شد!)

منبع: www.zabanamoozan.com

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 1:22  توسط عباس اکبری  | 

آموزش: اصوات انگليسي و جدول IPA

و جدول IPA

اصوات انگليسي و جدول IPA

 

در بيشتر ديکشنريهاي امروزي براي نشان دادن تلفظ کلمات از سيستم IPA استفاده مي‌شود. در جدول زير همه علائم و نشانه‌هاي IPA آورده شده است. به علامت‌ها و کلمه‌هاي نمونه دقت کنيد و با کليک روي Amer (انگليسي آمريکايي) يا Brit (انگليسي بريتانيايي) تلفظ آنها را بشنويد (با فرمت mp3). تلفظ بريتانيايي نيز آنجا که با تلفظ آمريکايي تفاوت آشکاري دارد، آورده شده است.

حروف همخوان (بی‌صدا)

 IPA

words listen
b bad, lab Amer
d did, lady Amer
f find, if Amer
g give, flag Amer
how, hello Amer
j yes, yellow Amer
k cat, back Amer
l leg, little Amer
m man, lemon Amer
n no, ten Amer
sing, finger Amer
p pet, map Amer
r red, try Amer
s sun, miss Amer
S she, crash Amer
t tea, getting Amer
tS check, church Amer
think, both Amer
TH this, mother Amer
v voice, five Amer
wet, window Amer
z zoo, lazy Amer
Z pleasure, vision Amer
dZ just, large Amer

حروف واکه (صدا‌دار)

 IPA

words listen
^ cup, luck Amer
a: arm, father Amer / Brit
@ cat, black Amer
e met, bed Amer
.. away, cinema Amer
e:(r) turn, learn Amer / Brit
i hit, sitting Amer
i: see, heat Amer
o hot, rock Amer / Brit
o: call, four Amer / Brit
u put, could Amer
u: blue, food Amer
ai five, eye Amer
au now, out Amer
ou go, home Amer
e..(r) where, air Amer / Brit
ei say, eight Amer
i..(r) near, here Amer / Brit
oi boy, join Amer
u..(r) pure, tourist Amer / Brit

 

 

1- در (r):e و (r).. و ... ، r در انگليسي بريتانيايي تلفظ نمي‌شود، مگر اينکه قبل از يک حرف واکه (صدادار) بيايد (مثلاً در answering و answer it). اما در انگليسي آمريکاييr هميشه تلفظ مي‌شود.

2- در انگليسي آمريکايي :a بجاي o تلفظ مي‌شود.

3- بسياري از آمريکايي‌ها :a (o) و :o را به يک شکل تلفظ مي‌کنند.

 

 

منبع: www.zabanamoozan.com

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 1:15  توسط عباس اکبری  | 

گرامر درس ششم سال اول دبیرستان - سوالات ضميمه (Tag Questions)

سوالات ضميمه  (Tag Questions)

گاهي در انگليسي براي تأكيد يا تعجب در آخر جملات خبري از يك عبارت سوالي كه شامل ضــــمير فاعلي و فعل كمكي مي باشد استفاده مي شود .

براي ساختن اينگونه از سوالات كه به سوالات ضميمه ، تأكيدي يا كوتاه معروف هستند ، نكات زير را در نظر مي گيريم .

1-سوال ضميمه از نظر مثبت يا منفي بودن ، عكس جمله اصلي مي باشد يعني اگر جمله ي اصلــــي مثبت باشد ، سوال ضميمه منفي خواهد بود و چنانچه جمله ي اصلي منفي باشد ، سوال ضميـــمه مي بايست بشكل مثبت بكار رود            

           ?ضمير فاعلي + فعل كمكي منفي, جمله ي خبري مثبت                    ?ضمير فاعلي + فعل كمكي مثبت, جمله ي خبري منفي

He is a student, isn't he?

He is not a student, is he?

2-در سوال ضميمه هميشه بعد از فعل كمكي از ضمير فاعلي استفاده ميشود بدين صورت كه چنانچه در جمله اصلي فاعل بشكل اسم يا عبارت اسمي آمده باشد ، در سوال ضميمه از ضمير فاعلي مشابـه آن استفاده مي شود .

Mina was playing well, wasn't she?

My brothers aren’t at school, are they?

3-در سوالات ضميمه چنانچه بخواهيم فعل كمكي را بشكل منفي بكار بريم ، آنرا مي بايست بشـــكل مخفف بكار برد .

Reza will go to Isfahan, won't he?

They were watching TV, weren't they?

 4-چنانچه جمله ي اصلي فعل كمكي داشته باشد از همان فعل كمكي در سوال ضميمه استفاده مــــي شود ولي چنانچه جمله فاقد فعل كمكي باشد در اينحالت از يكي از مشتقات do متناسب با فعل اصلـي  در سوال ضميمه استفاده مي شود بدين صورت كه اگر فعل اصلي گذشته باشد از did واگر فعـــــل اصلي s يا es داشته باشد از does و  اگر فعل بشكل ساده باشد از do استفاده مي شود .

I listen to the teacher, don’t I?

We don't wash the car, do we?

Ali swims in the river, doesn’t he?

She doesn’t speak English, does she?

His father opened his store at 8, didn’t he?

He didn’t clean the store, did he?

5-جمله ي اصلي و سوال ضميمه بوسيله كاما از يكديگر جدا

مي شوند .

6-چنانچه در جمله ي مثبت از I am استفاده شده باشددر سوال ضميمه از aren’t I استفاده ميشود.

I am a good student, aren't I?

7-اگر در جمله اصلی قید منفی نظیرکلمات  never, hardly, no بکار رفته باشد، سوال کوتاه بشکل مثبت خواهد بود.

He never eats breakfast, does he?

The old man could hardly walk, could he?

There is nothing in the kettle, is there?

8-اگر فاعل جمله نا مشخص باشد، یعنی یکی از کلمات زیر باشد

somebody, someone, nobody, everybody, everyone در سوال کوتاه فعل و ضمیر فاعلی جمع خواهد بود.

Somebody borrowed my book yesterday, didn’t they?

Nobody knows the answer, do they?

Everybody knows the answer, don’t they?

9- در جملات امری (مثبت و منفی) سوال کوتاه با will you? ساخته می شود.

Open the door, will you?

Don’t turn on the radio, will you?

10- جملاتی که با let’s    شروع می شوند ، سوال کوتاه با shall we? ساخته می شود.

Let’s play in the yard, shall we?

11- جملاتی که باlet us    شروع می شوند ، سوال کوتاه با will you? ساخته می شود.

Let us go for a swim, will you?

نمونه سوال    

گزينه ي درست را انتخاب كنيد .

   1. They answered the question,              they?

a. don’t                  b. do            c. didn’t              d. did

 

2. You can see him at school,             you ?

a. can’t             b. don’t             c. see              d. did

3. We don’t live near here,               we ?

a. do                b. don’t           c. did                d. didn’t

4. My brother, Ali is playing in the yard, isn’t                 ?

a. Ali               b. my brother    c. my brother Ali       d. he

5. James built the first steam engine,             ? 

a. did he          b. didn’t he         did James    d. didn’t James

سوالات ضميمه ي جملات زير را بنويسيد .

1. He could speak French well,                      ?

2. The students are not listening to the teacher,                ?

3. We didn’t write our homework,         ...         ?

4. Ali’s sister came late,                       ?

5. Zahra cleans the room,                    ?

6. You will see him next week,                            ?

7. They won’t leave their home,                        ?

8. I am at home,                         ?

9. He watched TV at 5 o’clock,                             ?

10. They’re not in the park,                      ?

شكل صحيح فعل داخل پرانتز را در نقطه چين بنويسيد .

1. They …………………… (answer) your letter, did they?

2. Ali …………………… (help) his father, doesn’t he?

3. We …………………… (be) absent, were we?

4. The boys …………………… (play) in the street, aren’t they?

5. I ………………….. (buy) a new car, won’t I?

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 0:3  توسط عباس اکبری  | 

Expressing purpose ( بیان مقصود و منظور) ساختار درس ششم پیش دانشگاهی

Lesson Six

Focus on Grammar

Expressing purpose                             بیان مقصود و منظور:

در زبان انگلیسی ما می توانیم قصد خود از انجام کاری را به دو شکل بیان کنیم.

1-  درقالب یک جمله مرکب با استفاده از کلمه ربط (so that)

وقتی می خواهیم قصد خود را از انجام دادن کاری در قالب یک جمله مرکب بیان کنیم، کافی است بین دو جمله مورد نظر از کلمه ربط (so that) به معنای تا، تا اینکه، به این منظور که،استفاده کنیم. به منظور آشنای بیشتر با کار برد این کلمه ربط به مثال های زیر توجه کنید.

1.    Your parents work hard so that you will have a better life.

         

2.  I need a few days so that I can think about your suggestion.

 

3.  We spoke very quietly so that nobody else could hear our conversation.

4.  So that they can attract more customers, shops are putting their prices down.

5.  Leave early so you won’t miss the bus.

 


به چند نکته در مورد so that توجه نمائید: 

1-    در اکثر موارد در جمله بعد از so that (purpose clause)ازفعلهای modal  نظیر

will might, could ,would, may , can,  استفاده می شود.

2-  باید فعلها در purpose clause و main clause  مطابقت زمانی داشته باشد.

3-  برای تاکید بیشتر، می توان so that و جمله |پیرو (purpose clause) آن را قبل از جمله پایه (main clause  ) نوشت. مثال 4

4-  می توانیم   that را حذف کرده و ازso  بجای so that به همان معنا استفاده کنیم. مثال 5

5-  برای بیان منظورازin order that  هم استفاده می شود. in order that همانندso  that است، با این تفاوت که کمی رسمی تر از so that است. و بعد از in order that بیشتر از فعلهای may , might    استفاده می شود.

6. In order that he might learn about different people and their customs, he decided to take a trip around the world.

7. They climbed higher in order that they might get a better view.

2-  در قالب یک جمله ساده با استفاده از in order to, so as to

با این نحوه از بیان مقصود از سالها قبل آشنا هستید، و از آن استفاده می کنید. در واقع in order to, so as to یکی از کار برد های مصدر با to   است. برای آشنای بیشتر به مثالهای زیر دقت کنید.

1.    I work hard (in order /so as) to go to university.

2.  I need a few days (in order /so as) to think about your suggestion.

3.  He went out (in order /so as) to post the letter.

4.  A friend of mine telephoned me (in order /so as) to invite me to a party.

5.  She sent me to the shop (in order /so as) to buy some bread.

چند نکته:

1-  in order to, so as to را می توان به مصدر با to  خلاصه کرد.

2- شکل منفی in order to, so as to همانند منفی مصدر با to  است. یعنی so as not to, in order not to

6.  She left early so as not to miss the bus.

7.  A warm-up is important before a run in order not to hurt any muscles.

3- در جملات ساده نیز برای تاکید بیشتر، می توان عبارت مصدری را در اول جمله نوشت.

8.  To save time, we can go by car.

9.  In order to save money, we can walk.

4- برای بیان منظور از  for  هم استفاده می شود. با این تفاوت که بعد از for اسم یا عبارت اسمی استفاده می شود.

10. He went out for some bread.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 1:2  توسط عباس اکبری  | 

-ing adjectives are used to describe things


-ing adjectives are used to describe things: 'The lecture was boring.'
-ed adjectives are used to describe our feelings: 'I felt very bored.'

-ed form

-ing form

annoyed

annoying

bored

boring

confused

confusing

embarrassed

embarassing

surprised

surprising

worried

worrying

interested

interesting

 

BBC Learning English

Grammar Challenge

Grammar Challenge © BBC Learning English

Page 1 of 2

http://www.bbclearningenglish.com/

© British Broadcasting Corporation 2007

Catherine's Grammar Explanation: -ed & -ing adjectives

Catherine: Hi Deniz! Mark didn’t like the film. He used the words 'boring' and 'bored'.

We use -ing or 'ing' adjectives to give more information about things. So if we go to

see a really dull film, and nothing much happens, and the film even makes me feel

quite sleepy, I can say that the film was boring. I use an –ing adjective – boring

– to describe the film. Let's listen to Mark:

Mark: I watched that film on television last night. It was really boring. I was

just bored by it.

He uses the –ing adjective to describe the film.

Mark: It was really boring.

But if I want to talk about my feelings about the film – how the film affected me, I

use an –ed or 'ed' adjective – I was bored. Here's Mark again:

Mark: I was just bored by it.

He uses the –ed adjective to describe his feelings about the film.

Mark: I was just bored by it.

So it's –ing adjectives for other things, and –ed adjectives for my feelings. The film

was boring, and I was bored. Now there are only a certain number of adjectives that

work like this. The most common ones are:

Bored / boring

Excited / exciting

BBC Learning English

Grammar Challenge

Grammar Challenge © BBC Learning English

Page 2 of 2

http://www.bbclearningenglish.com/

© British Broadcasting Corporation 2007

Interested / interesting

Embarrassed / embarrassing

Tired / tiring

Shocked / shocking

Annoyed / annoying

Frightened / frightening

And finally, worried / worrying

Ok Deniz, good luck with your grammar challenge!

 

BBC Learning English

Grammar Challenge

bored boring

confused confusing

depressed depressing

Grammar Challenge © BBC Learning English

ed / ing adjectives Page 1 of 2

www.bbclearningenglish.com

© British Broadcasting Corporation 2007

Grammar Challenge: -ed and –ing adjectives

There are several adjectives in English which have 2 forms: an –ed form and an –ing

form. The –ed form is used to describe things, and the –ing form is used to

describe our feelings.

-ed form -ing form

amazed amazing

amused amusing

annoyed annoying

astonished astonishing

disappointed disappointing

disgusted disgusting

embarrassed embarrassing

excited exciting

exhausted exhausting

frightened frightening

insulted insulting

interested interesting

intrigued intriguing

satisfied satisfying

shocked shocking

surprised surprising

tempted tempting

terrified terrifying

tired tiring

worried worrying

BBC Learning English

Grammar Challenge

Grammar Challenge © BBC Learning English

ed / ing adjectives Page 2 of 2

www.bbclearningenglish.com

© British Broadcasting Corporation 2007

Adjectives are used to give more information about nouns. They are used with the

verb 'to be' or a copula verb like look, seem, feel, sound, appear etc.

-ed adjectives: example sentences

I'm not interested in football.

We were all surprised when they got married.

He was shocked at the news.

The lecture made me feel really bored.

She felt very disappointed with her exam results.

The children looked very tired when they got back from the trip.

-ing adjectives: example sentences

I don't think football is a very interesting game.

Their marriage was very surprising.

They thought the news was shocking.

I'm not going to that lecture: it sounds really boring.

Her exam results seemed disappointing, but the university accepted her anyway.

The trip looks very tiring. We'd better go to be early tonight.

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 14:4  توسط عباس اکبری  | 

گرامر درس دو پیش دانشگاهی

 گرامر درس دوم

 

كابرد افعال help , let . make , force

 

كاربرد فعل  help

بعد از فعل  help ابتدا مفعول وسپس مصدر با  to  يا بدون to  به كار می رود.

 

 Help  + مفعول     + to  مصدر بدون/ to  مصدر با  

به مثال های زير توجه كنيد.

Our new teacher helped us answer / to answer the question.

 

در مثال بالا بعد از فعل help  ما می توانيم فعل بعدی answer) ( را به صورت با to يا بدون to  به كار ببريم.

 

نكته : در ساختار can / could ( not )  help ( doing ) sth كه به مفهوم اجتناب كردن ياجلو گيری كردن ازچيزی می باشد بعد از help  شكل ing  دار  به كار می رود.

 

 به مثال های زير توجه كنيد.

 

  It was such a funny jock that we couldn’t help laughing.

  We can’t help thinking he’s still alive.

 

كاربرد فعل let

فعل  let  به معنای ‹‹ اجازه دادن›› می باشد و بعد از آن مصدر بدون to   به كار می رود.

 

مصدز بدون to + مفعول  Let +

 

 به مثال زير توجه كنيد.

He let me use his car.

 

نکته : let  معمولا در جملات مجهول به کار نمی رود. در جملات مجهول به جای let از افعال permit و allow  استفاده می شود.

 

به مثال های زیر توجه فرمایید.

Amin is allowed to have a copy of the letter.

               Passive       infinitive

After questioning, he was permitted to go out.

                                           Passive                 infinitive

 

همان طور که در مثال های بالا مشاهده می شود در ساختار مجهول بعد از افعال allow  و permit  مصدر با to  استفاده می شود.

 

نکته: به کاربرد let  در جملات امری توجه فرمایید.

1- جملات امر معلوم مثبت:

 

Let’s go home.

Let me use your motorcycle.

2- جملات امرمجهول مثبت:

Let this letter be written.

                                 be +  p.p

Let your books be opened.

                                      be + p.p

3- جملات امر معلوم منفی:

Let’s not get angry.

                                                                                                                                                                                                     فعل سا ده + not

Let’s not play outside.

                                                                                                                                                                                                     فعل سا ده + not

 

4- جملات امرمجهول منفی:

Let this letter not be written.

                                not + be +  p.p

Let your books not be opened.

                                      not + be +  p.p   

 

كاربرد فعل  permit و allow

فعل allow  به معنای ‹‹ اجازه دادن ›› می باشد و بعد از آن مصدر با to  به كار می رود.

 

مصدر با + to  مفعول +   Allow

 

به مثال زير توجه كنيد.

The teacher allowed us to ask any questions.

They do not allow / permit people to smoke in public transportation.

                                                                                                                     مفعول شخصی

 

نکته: اگر مفعول شخصی در جمله نباشد بعد از این دو فعل Gerund  یعنی فعل همراه با ing  استفاده می شود.

 

Allow/ permit + Gerund

 

They don’t allow / permit smoking in public transportation.

 

كاربرد فعل  make

بعد ار فعل  make  به معنای ‹‹ مجبوركردن ››  مصدر بدون to  به كار می رود.

 

مصدر بدون+  to  مفعول + Make

 

 به مثال زير توجه كنيد.

 

The teacher made the students give a lecture during the term.

 

نكته : در شكل مجهول بعد از فعل make  مصدر با to  به كار می رود. مثال:

 

The students were made to give a lecture during the term.

 

 

كاربرد BY :

By +فعل    +  ing

 

بعد از حرف اضافه  by   (و ساير حروف اضافه )  فعل به صـورت  ing    دار به كار مــی رود  بايد  توجه داشت كه این ساختــار هنگامی به كار می رود كه ما بخواهيم وسيله ی انجام كاری يا روش انجام كاری را نشان دهيم.

 

 به مثال  زير توجه كنيد.

 

Put feeling and energy into your voice by practicing.

 

در جمله ی بالا می توانيم by practicing   را در ابتدای جمله نيز به كار ببريم كه در اين صورت بايد بعد از آن كاما به كار برده شود.

By practicing, put feeling and energy into your voice.

 

نکته: در شکل منفی آن قبل از فعل ing  دار not  استفاده می کنیم.

به مثال  زير توجه كنيد.

You worried your mother by not writing.

 

نمونه سؤال: گزينه درست را انتخاب كنيد.

 

1. They talk to each other           moving their hands.

  a. with           b. in                c. by                  d. for

 

2. We can improve our speaking ability by          hard.                             ( سنجش -83 )   

  a. practice    b. to practice    c. practicing      d. being practiced

 

3.I wasn’t feeling very well, but the medicine made me …    better.            ( سنجش -83 )                                                                                                            

  a. feel         b. felt             c. to feel              d . feeling

 

4. He told a funny joke and we couldn’t help           .

  a. to laugh        b. laugh          c. laughing         d. laughed

 

5. All the students were made          a lecture during the term.

  a. gave          b. to give               c. giving            d. give

 

6. If I write a list, it will help me          all the things I want to buy.

  a. remember                 b. remembering    

  c. to remembering        d. remembers

 

7. Since he was ill during the exams, they let him          the English teat again.

  a. take              b. to take           c. taking           d. took               (سراسری – 79 )                                

 8. “What did she do when she discovered his plan?" 

 She made him     ...       ."                                              

  a. leaving           b. to leave          c. left              d. leave                          (  آزاد تجربی-73 )

 

9. Will you help me          the door?                                               (  سراسری رياضی-69 )

  a. open          b. opening         c. that I open      d. that you open

 

10. I allowed my son           outside to play with his friends.

    a. go             b. to go              c. going              d. goes

 

كليد سؤالات:

(1-c )  (2-c )  (3-a )  (4-c )  (5-b )  (6-a )  (7-a )  (8-d )  (9-a )  (10-b )

 Prepared by: Ms Ashtari

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 21:39  توسط عباس اکبری  | 

گرامر درس یک پیش دانشگاهی

 

 

گرامر درس یک زبان انگلیسی پیش دانشگاهی

 

clause  (جمله واره) به مجموعه ای ازكلمات گفته مي شود كه دارای اركان جمله از قبيل فعل ، فاعل و غيره می باشد ولی معنا و مفهوم آن مستقل نمی باشد. مثال: 

      when they came

      as I was tired

حال اگر clause  (جمله واره) در جمله نقشی مانند قيد داشته باشد و اطلاعاتی در باره زمان ، مكان، علت، حالت، شرايط و غيره به ما بدهد به آن جمله واره ی قيدی (adverb clause) می گويند. به مثال های زير توجه كنيد.

 

    I had eaten my lunch when they arrived.

    I left the home early because I had to go to the post office.

در مثال اول جمله واره ی قيدی اطلاعاتی در باره زمان انجام فعل خوردن به ما می دهد. ولی در جمله ی دوم جمله واره ی قيدی اطلاعاتی در باره ی علت زود ترك كردن خانه به ما مي دهد.

اگر جمله واره ی قیدی را که با حرف ربط شروع  می شود  ابتدای جمله بنویسیم ، وسط دو جمله باید کاما بگذاریم . اگر جمله واره ی قیدی بعد از جمله واره ی اصلی نوشته شود به کاما احتیاجی نیست .

 

كلمات ربط conjunctions

كلمات ربط ( conjunctions ) كلماتی هستند كه در ابتدای يك جمله واره  ( clause ) می آيند و آن را به يك جمله واره اصلی(      main (clause  ربط می دهند. به مثال زير توجه كتيد.

    I saw an accident as I was walking home.

       main clause    ( conj)   adverb clause 

كلمات ربط دارای انواع مختــلفی مي باشـنـد كه دلالت بر زمان  (time ) ، مكان ( place ) ، علت ( reason )  ، شرايط (condition ) ،  بيان منظور ( purpose )    ،  تضاد  (contrast)  و غيــره دارند .

در ساختار درس يك با كاربردكلمات ربط  when , as , since  whether…….or for ,because , while ,  آشنا خواهيم شد.

 

كاربرد when

when  به معنای ‹‹ وقتی كه ››  يك كلمه ی ربط زمان  ( time ) است.

1- كلمه  when هنگامی به كار می رود كه عملی بعد از عمل ديگر رخ داده باشد.به مثال زير توجه كنيد.

   When I heard the doorbell , I opened the door.

 

2- ما غالبا می گوییم کاری در حین انجام عمل دیگری به وقوع پیوست . گاهی اوقات عملی که از نظر زمانی بیشتر طول می کشد یعنی طولانی تر است قبل از عمل کوتاه تر شروع شده و حتی بعد از آن نیز ادامه دارد .

When I was walking down the street , I noticed a police car in front of the museum .

« در اینجا عمل پیاده رفتن ( عمل طولانی تر ) قبل از دیدن ماشین پلیس ( عمل کوتاه تر ) در حال انجام بوده و حتی بعد از آن نیز ادامه می یابد. »

در اینجا به جای  when  از as و while نیز می توان استفاده کرد .

 

نکته : گاهی اوقات when را می توان در ابتدای هر یک از جمله واره ها نوشت .

Maryam arrived when I was studying English .

when Maryam arrived , I was studying English .

 

 

3- در مورد سن ( age ) و دوره های زمانی( periods of time )  when استفاده می شود .

When I was a child we lived in London . ( NOT As / While I was a child… )

His parents died when he was twelve . ( NOT… while he was twelve . )

 

 

4- وقتی می خواهیم نشان بدهیم که دو عمل به طور همزمان تکرار می شوند از when استفاده می کنیم . در این نوع جملات ، when  در حقیقت به جای whenever   و در مفهوم ‹‹ هر وقت که ›› به کار می رود .

When it rains , the buses are crowded .

وقتی ( هر وقت که ) باران می بارد ، اتوبوس ها شلوغ می شود .

 

5- زمان های استمراری – مانند  ( was walking ; are having ; were playing )- معمولا برای عملی که از نظر زمانی بیش تر طول می کشد (عمل طولانی تر ) استفاده می شوند . در این صورت از when ، while و as می توان در ابتدای جملات استمراری استفاده کرد .

The telephone always rings when you are having a bath .

 

کاربرد while

علاوه بر مواردی که در بالا گفته شد در موارد ذیل نیز از while استفاده می کنند .

1-as و while را می توان با زمان های ساده ( simple tense ) مخصوصا با افعال حالتی ( state verb ) مثل sit , lie , grow به کار برد . به مثال زیر توجه کنید :

As I sat reading the paper , the door burst open .

2- برای دو عمل که به مدت طولانی در حال انجام باشند ، از while استفاده می کنیم .

While I was studying English , my brother was watching football on TV .

برای چنین حالتی when و as آن چنان کاربردی ندارد .

 

كاربرد  as

كلمه as  به عنوان كلمه ی ربط دارای كاربردهای گوناگونی مي باشد . به كاربردهای زير توجه كنيد.

 

1- كاربرد زمان  time

در اين كاربردكلمه as  به معنای ‹‹ وقتی كه ›› می باشد و برای ربط دادن دو عمل هم زمان به كار می رود. به مثال زير توجه كنيد.

  I saw an accident as I was walking home.

2- كاربرد علت ( reason )

در اين كاربردكلمه as  به معنای ‹‹ چون ›› مي باشد . ومفهوم كلمه because  را دارد   as .  وقتی  استفاده می شود که دلیل برای شنونده یا خواننده شناخته شده است یا زمانی که مهم ترین قسمت جمله نیست . جمله واره ای که با as شروع می شود اغلب در ابتدای جمله نوشته می شود . به مثال های زير توجه كنيد .

 As I didn’t feel well, I went to bed early.

As it’s raining again , we’ll have to stay at home .

             (proportion ) 3 - کاربرد تناسب

در این کاربرد  as   به معنای ‹‹ به همان نسبت یا همان طورمی باشد ›› . با فعل زمان های حال ساده ، گذشته ی ساده و آینده ی ساده  استفاده می شود ( simple tenses ) تا دو موقعیتی را که با هم توسعه می یابند یا با هم تغییر می کنند را بیان کند . به مثال زیر توجه کنید .

As I get older, I get more optimistic .

جمله ی بالا یعنی ‹‹ همانطور که من مسن تر می شوم ، خوشبین تر می شوم . ›› یا ‹‹ به همان نسبت که مسن تر می شوم ، به همان نسبت خوشبین تر می شوم . ››  در جمله ی بالا زمان هر دو فعل حال ساده می باشد .

As your muscles get stronger , you can do more active things for longer periods of time .

As we climbed the hill , we got more and more tired .

 

كاربرد since

كلمه  since به عنوان كلمه ربط دارای دو كاربرد زير می باشد.

 

1- كاربرد علت ( reason )

در اين كاربرد كلمه  since  به معنای ‹‹ چون ››  because و as  می باشد. در اين مفهوم كاربرد since  رسمی مي با شد. since   

 

 

مانند   as  زمانی استفاده می شود که دلیل از قبل برای خواننده و شنونده شناخته شده است یا اینکه دلیل از مابقی جمله از اهمیت کمتری برخوردار است . البتهsince  رسمیت بیشتری دارد و غالبا در ابتدای جمله قرار می گیرد .

 Since the problem was too difficult, we couldn't do it easily.

Since you refuse to co-operate , I shall be forced to take legal advice .

2- كاربرد زمان ( time )

در اين كاربرد كلمه  since  به معنای ‹‹ از………تاكنون ››  می باشدومعمولادر جملات زمان حال كامل به كار مي رود.

 I have not seen him since I left school.

در جمله ی بالا “since I left school”  به معنای ‹‹ از زمانی كه مدرسه را ترك كردم تا كنون ›› می باشد.

نكته : گاهی اوقات كلمه since   باever    به صورت  ever since  به معنای ‹‹ از آن زمان تا كنون›› می باشد. مثال :             

He came to England 3 years ago and he has lived here ever since.

 

کاربرد because                   

ازbecause   زمانی استفاده می شود که دلیل مهم ترین بخش جمله را تشکیل می دهد و اغلب اطلاعاتی را بیان می کند که برای خواننده یا شنونده شناخته شده نیست .

نکته : وقتی because   مهم ترین بخش جمله است در ابتدای جمله واره ی قیدی و بعد از جمله ی پایه قرار می گیرد .

You want to know why I’m leaving ? I’m leaving because I’m tired .

- وقتی تاکید بیشتری روی دلیل است و اطلاعاتی بیان می شود که از قبل شناخته شده نیست می توانbecause  را که در ابتدای جمله واره ی قیدی است درابتدای جمله نیزنوشت .

Because I was ill for six months , I lost my job .

I lost my job because I was ill for six months .

  نكته: به كاربرد because توجه كنيد. 

because + clause

because of + noun

به مثال های زير توجه كنيد.

We couldn’t play football because it was raining.      

We couldn’t play football because of rain.  

کاربرد for

for اطلاعات جدیدی را بیان می کند و بیانگر این است که دلیل به عنوان یک نظریه بعدا ذکر شده است . جمله واره ای که با for آغاز می شود تقریبا داخل پرانتز یا این علامت [ ] قرار می گیرد یا با یک خط تیره مشخص می شود و هرگز در ابتدای جمله واقع نمی شود .

I decided to stop and have lunch – for I was feeling quite hungry .

در این حالت for در سبک نوشتاری رسمی بیش تر به کار می رود .

    

كاربرد whether……….or  

whether……….or به معنای ‹‹ خواه..خواه. ›› ‹‹ چه…….چه……. ›› يك كلمه ربط شرايط ( condition ) می باشد

و برای بيان دو وضعيت به كار می رود كه در صورت رخ دادن هر كدام نتيجه يكسان است. به مثال زير توجه كنيد.

  You must do all these exercises whether they are easy or difficult.

در جمله ی با لا ما دو وضعيت داريم ولي نتيجه ی هر دو يكسان است.

 

نكته : معمولا whether……….or به صورت جدا شده به كار مي رود ولی گاهی اوقات به صورت جدا نشده  whether or نيز به كار می رود. به مثال های زير توجه كنيد.

 I couldn’t decide whether or not to accept the job.

 I will accept the job offer whether or not the pay is low.

 

 

 

نكته : در بعضی از جملات whether  بدون كلمه or  به كار می رود كه در اين جملات به معنای ‹‹ آيا ›› مي باشد. در اين كاربرد به جای كلمه whether  از كلمه “if”  نيز می توان استفاده كرد. به مثال زير توجه كنيد.

 He asked me whether / if I could answer the questions.

 

نمونه سؤال: گزينه درست را انتخاب كنيد.

 

1. We will go on a trip          we are ready or not.                                                                 ( 84 ( سراسری تجربي

  a. unless              b. whether         c. because          d. although

 

2. Everybody can still enjoy sports          he is young or old .                                                ( 84   ( سراسری تجربی     a. unless              b. since              c. whether          d. so that

 

3.These plants should not be planted in shade,           they need sunlight for growth.                ( ( سنجش 83                                                       a. so                       b. when            c. whether           d. since

 

4.“What is Reza going to do tonight?” “He has decided to go out     ...     it rains.”                   (سراسری هنر-83 )                                             a. as                    b. since             c. so that             d. whether or not

 

5.We have lost a lot of money          of your carelessness.

    a. since              b. as                 c. because           d. when

 

6. We had just finished cleaning the room          my mother arrived.

   a. as                    b. because        c. since              d. when

 

7. I came to Tehran in 1972 for the first time and I have lived here           .

   a. ever since       b. till then        c. from now       d. as before

 

8. He has spent most of his time looking for a job          leaving the university.

   a. when              b. because        c. as                   d. since

 

9. I ,           you can see, have no problem with my new job.

  a. as                    b. because         c. since             d. when

 

10. He’s been interested in animals ever          he was a little boy.

  a. as                   b. since              c. while             d. because

كليد سؤالات:

 ( 1. b )    ( 2.c )    ( 3.d )   ( 4.d )   ( 5.c )   ( 6.d )   ( 7.a )   ( 8.d )   ( 9.a )   ( 10.b ) 

 

 

تهیه شده : توسط خانم اشتری دبیر دبیرستان آوا 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 21:28  توسط عباس اکبری  | 

انگلیسی خود را به روز کنید

Hole-in-the-wall
 

Hole-in-the-wall is one of those phrases where you get a lot of words hyphenated, if you wrote it down: hole-in-the-wall, being used as a single word, as a noun. "'I'm going to the hole-in-the-wall"' you might say or "'I'm getting some money out of the hole-in-the-wall"'. Well you can see what it means, it means an automatic cash dispenser - one of those installed in the outside wall of a bank or some other money-giving organisation.

It's British colloquial; it's not used as far as I know in the States, or in Australia, or anywhere, although I wouldn't be surprised if it spread a little bit - always written with hyphens. Very unusual to see phrases of this kind and sentences being used in this way, as single words. But if you listen out for them, you'll find them - especially being used as adjectives. Have you heard people for instance say "'he's a very get-up-and-go-person"'? Now there's the sentence 'get up and go'. To say a "'get-up-and-go-person"' means somebody who's got lots of oomph inside them, lots of enthusiasm. Or if I give you a "'come-hither-look"' - a "'come-hither-look"': come here - come hither. Another phrase being used as an adjective.

You can try them out as a sort of game. "'Who do you think you are?"' is a common enough expression - so you can make it an adjective and say "'he gave me a who-do-you-think-you-are sort of look"'. Make it even longer if you want: "'he gave me a who-do-you-think-you-are-and-why-are-you-looking-at-me sort of look"' - but there is a limit to the length you can make an adjective. Don't go on for too long, you'll run out of breath!

Extra information

Katherine, Chicago, IL, USA writes:
In his explanation of "hole-in-the-wall", Professor Crystal says that it means an ATM, and the term is not used in the United States. It's true that we don't use hole-in-the-wall to describe an ATM. But we do use it to describe a small, modest, and out-of-the-way place, like a diner or a rundown cafe.

For example: "My apartment is just a hole-in-the-wall, but my rent is so low I can't complain."

"Instead of going to a fancy restaurant, let's visit some family-owned hole-in-the-wall."

The Hole-in-the-Wall is a nightclub in Austin, Texas; a community theater in New Britain, Connecticut and a place in Wyoming that once served as a hideout for the legendary gunmen Jesse James and Butch Cassidy. 
Adapted from BBC 
+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 3:40  توسط عباس اکبری  |